
خیلی وقته ننوشتم، اونقدر که صراحتا میxadتونم بگم یادم رفته نوشتن رو، نوع نگارشم رو. نمیxadدونم چجوری شروع کنم، چجوری قضایا رو بهم ربط بدم و ...؛ اولین کاری که به ذهنم رسید این بود که به وبلاگ دوست قدیمیxadم که باعث شروع وبلاگxadنویسیxadم شده بود سر بزنم و چندتا از مطالبش رو بخونم تا یادم بیاد نوشتن رو! شدم مثل جوجه پرندهxadای که پرواز رو داره از مادرش یاد میxadگیره! گفتم مادر! یادش بخیر سال 90 ترم اول ارشدم ظهر عید قربان بود که رفتم توی نمازخونه نمازم رو بخونم، تلویزیون هم اونجا بود و داشت صحرای...
ادامه مطلب