قربان 90!!!

خرید بک لینک

خیلی وقته ننوشتم، اونقدر که صراحتا میxadتونم بگم یادم رفته نوشتن رو، نوع نگارشم رو. نمیxadدونم چجوری شروع کنم، چجوری قضایا رو بهم ربط بدم و ...؛ اولین کاری که به ذهنم رسید این بود که به وبلاگ دوست قدیمیxadم که باعث شروع وبلاگxadنویسیxadم شده بود سر بزنم و چندتا از مطالبش رو بخونم تا یادم بیاد نوشتن رو! شدم مثل جوجه پرندهxadای که پرواز رو داره از مادرش یاد میxadگیره!

گفتم مادر! یادش بخیر سال 90 ترم اول ارشدم ظهر عید قربان بود که رفتم توی نمازخونه نمازم رو بخونم، تلویزیون هم اونجا بود و داشت صحرای عرفات رو نشون میxadداد، یاد مامان و بابا افتادم و بلافاصله زنگ زدم به مامان. عربستان روز قبلش عید قربان بود. بهشون گفتم که تلویزیون داره اونجا رو نشون میده، با حالت محزونی گفتن که براشون دعا کنم! خشکم زد و چشمام گریون شد و با خودم گفتم از اونxadجا دارن بهم میگن که من براشون دعا کنم؟! بهشون گفتم: [چشم. شما باید برای ما دعا کنید] زیاد مکالمهxadمون طول نکشید و خداحافظی کردیم.

نمیxadدونم قبلا این خاطره رو نوشتم اینxadجا یا نه ولی هر سال این ایام یاد اون روز و حس و حالم میxadافتم.

ترس!...

ما را در سایت ترس! دنبال می‌کنید

برچسب: اس قربان 90,اس عید قربان 90,sms عید قربان 90,تبریک عید قربان 90,اسمس عید قربان 90,پیامک عید قربان 90,جک عید قربان 90,پیامکهای عید قربان 90, نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 20:08

صفحه بندی